la boheme persian lyrics

charlez

لبوئم

میخواهم برایتان از روزگاری بگویم
که بیست ساله ها درکش نخواهند کرد
از روزهایی که مونمار یاسهایش را آویخته بود
درست زیر پنجره ی ما
و خانه ی حقیر ما
کلبه ی عاشقانه ای بود
که کوچکی اش به چشم نمی آمد
و همانجا بود که همدیگر را شناختیم ما،
من، با شکمی خالی و دستی تنگ
و تو که برایم برهنه مدل می ایستادی.
لبوئم، لبوئم یعنی ما خوشبخت بودیم
لبوئم، لبوئم و ما یکروز در میان غذا میخوردیم La

و درکافه ای نزدیک
ما کسانی بودیم
به دنبال نام و جاه، و البته گرسنه
راسخ در باورهایمان، با شکمهایی خالی
در رستورانها برای وعده غذایی گرم
تابلویی نقاشی میدادیم، ترانه ای میخواندیم
خانه را گرم میکردیم در فراموشی زمستان.
لبوئم، لبوئم یعنی تو زیبایی
لبوئم، لبوئم و ما سرشار بودیم

گاهی پیش می آمد برایم
جلوی سه پایه ی نقاشی ام
شبهای بیخوابی
در تلاش برای اصلاح خطی
از طرح یک سینه
از قوس یک باسن
و تنها صبح بود
که عاقبت مینشستیم
با شیرقهوه ایی در دست
خسته اما شاد
چرا که یکدیگر را دوست میداشتیم و زندگی را هم.
لبوئم، لبوئم یعنی ما بیست ساله بودیم
لبوئم، لبوئم و در روح زمانه می زیستیم

روزی اما
قدم زنان رفتم
به آدرس قدیمی ام
که دیگر نمی شناختم
نه دیوارها را، نه خیابانهایی را
که دیده بودند روزهای جوانی ام را
و ایستاده بر فراز پلکان
به دنبال آتلیه ام گشتم
که چیزی از آن هم نمانده بود
با دکوراسیون جدیدش
مونمار غمگین بود و یاسهایش هم مرده
لبوئم، لبوئم ما جوان بودیم، ما بی عقل بودیم
لبوئم، لبوئم دیگر هیچ معنی ای نمی دهد

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s